برندسازی شخصی



مدت زیادی از ورود اصطلاح برندسازی شخصی یا ( Personal Branding ) در ادبیات مدیریتی و تجاری دنیا نمی گذرد و  همین اصطلاح به ظاهر ساده به سرعت جای خود را به عنوان یک راهکار نوین در پیشبرد اهداف کسب و کار باز نموده است . اما متاسفانه در داخل ایران برداشت نادرستی از این راهکار عملی بسیار مفید شده است ؛ و بنابراین خیلی از مواقع نتیجه ی کار آمدی نیز نصیب سیستم نگردیده است .

می توان گفت برند سازی شخصی در واقع تعهدی تمام وقت است برای توصیف خود به عنوان یک رهبر .به عبارت دیگر برند سازی شخصی شما ، باید دارای ارزشهایی که به آن معتقد و به انجام آن قادر می باشید ، بوده و آنها را به طور مستمر و مداوم ارایه نمایید. برند سازی شخصی به معنای ارتقا خود نیست بلکه به معنای آگاه سازی درباره برند شما به واسطه خود شماست ؛ که این کار می تواند به عنوان محلی برای ارائه موفقیت های عملی شما باشد . برند شخصی مانند یک نشان تجاریست .سرمایه ای که باید از آن محافظت و در نگهداشت آن کوشا بود .

مسئله مهم این است که برند سازی شخصی به دلایل متعددی برای پیشرفت شما موثر است و مسئله مهم تر درک درست و در ادامه طراحی ، برنامه ریزی و عملکرد  صحیح در این زمینه است . و دقیقا همین جا است که از این راهکار می توان به عنوان کاربردی ترین و بهینه ترین روش پیشرفت و ماندگاری در بازار نام برد .

به دلیل همان برداشت اشتباهی که در ابتدا گفته شد ، بسیاری از مدیران معتقدند از رسا نه های اجتماعی می توانند به عنوان جایگاهی برای ساخت برند شخصی خود استفاده نمایند  و این فضا قابلیت رشد سریع ارزش بازار را برای برند آنها در کوتاهترین زمان، ممکن می سازد . ذکر این نکته در اینجا ضروری به نظر میرسد که پیشرفت تصویر شما رابطه مستقیم با پیشرفت تصویر خود شما دارد و هرچه رابطه این دو بهتر باشد موفقیت و ایستایی در ذهن مشتری دست یافتنی تر است .

DANIEL BILEY  بازیکن بسکتبال آمریکا ، در این رابطه می گوید : امروزه برند سازی شخصی بیشتر درباره متفاوت بودن است . پس شما باید خود را از راه های مختلف منحصر به فرد جلوه دهید تا متفاوت تر از دیگران به نظر برسید . این جمله می تواند جواب بسیار مناسبی برای مقوله رکود بازار باشد . مشتریان به دلیل حق انتخاب بالایی که پیدا نموده اند از یک سو و عدم وجود هیجان و تازگی در زندگی روزمره خود از سویی دیگر ، تحت تاثیر تبلیغات رنگارنگ قرار نمی گیرند . بنابراین تنها راهکار ، متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن است . بهتر است فراتر از آنچه که دیگران می دانند، عمل نمایید .

همه مدیران در درجات شغلی مختلفی قرار داشته و کسب و کار خاص خود را نیز دارند . ولی آیا شخصیتی منحصر به فرد و تاریخچه ای حرفه ای خاص که به سرعت برجسته شوند نیز ، دارا می باشند ! ؟


تفاوت برند و لاو مارک

برای ارتباط با من باید بتوانی قلب مرا لمس کنی و احساس زنده بودن را در من ایجاد کنی.

آنت سیمویز از متخصصین حوزه داستان سرایی در برندسازی.

در عصر جدید تغییرات زیادی در حال اتفاق می باشد که نوع  معاملات و اطلاعات را دگرگون ساخته است . ورود عباراتی مانند Share of Hearts (برندینگ احساسی) را می توان از جمله این تحولات نامید . با ظهور رسانه های اجتماعی احساسات در کسب و کار ، جایگاه ویژه ای پیدا نمود . به طوری که شاهد برند های هوشمندانه تری از نظر قدرت تعامل و درگیر کردن احساسات مخاطب هستیم . در حال حاضر کلید توسعه برند ها ، استراتژی متقاعدکننده ی دیگریست که بداند چگونه احساس خود را به مشتری یا مخاطب خود القا نماید و آن چیزی جز تمرکز بر روی قلب روابط انسانی و ارزشها نمی باشد. اما مسئله ای که بسیاری از صاحبان برند های بزرگ را درگیر خود نموده این است که برند ، خود باید برای خودش صحبت کند. اما سوال این است چگونه این امر امکان پذیر است ؟

اصطلاح دیگری که  باعث تحول در توسعه کسب و کار ها گردیده است ، ((لاو مارک )) یا همان فرابرند است . عاملی که توانسته جایگاه متمایزی در قلب و ذهن مخاطب خود بیابد ، به طوری که جایگاهی فراتر از برند پیدا نموده و تبدیل به بخشی از زندگی و فرهنگ مخاطب خود می گردد، چنانکه مخاطب احساس میکند بدون آن زندگی امکان پذیر نیست.برای مثال برندی مانند کوکاکولا بر پایه ی سابقه ی طولانی توانسته است چنان در ذهن و قلب مشتریانش جای گیرد که مشتری احساس میکند می تواند با وجود آن هیجان و نشاط بگیرد.بنابراین برند ها برای ماندگاری بیشتر به عبور از سطح برند به لاومارک نیاز دارند.


تفاوت برند و لاو مارک :

برند به دلیل داشتن هویت و اعتبار ، مورد احترام مخاطب می باشد ولی لزوما دوست داشتنی نیست و به ارتباط عمیق تری نیاز دارد تا باعث ایجاد عشق در مشتری گردد.در کنار توسعه احترام ، بایستی سعی در ایجاد روابط کاملتری نمود . داستان سرایی در برند یکی از ابزاریست که به واسطه ی آن میتوان به تشدید این احساس قدرتمند اقدام نمود. اما در" لاو مارک" پنج حس شنوایی، بویایی، بینایی، چشایی و لامسه به طور کامل درگیر می گردد تا شانس بیشتری در ایجاد ارتباط با مشتری پیدا شود .در دنیای امروز به اشتراک گذاری ارزش فلسفه و ایجاد همدلی می تواند ضامن ایجاد  ارتباط گرم گردد یعنی دقیقا همان چیزی که مشتری به آن نیاز دارد "حس خوب".

به طور خلاصه میتوان گفت وقتی می توانیم به سمت لاو مارک حرکت نماییم که با ایجاد دوست داشتن در مخاطب ، شور، شوق  و احساس بیشتری به مشتری خود القا نماییم . یکی از راهکارهای موثر، ایجاد یک مسئولیت اجتماعی کارآمد برای سازمان می باشد .

Top